| مصاحبه: با نشریه فروغ وحدت(1) |
» گفتگويي با هنرمند صاحبدل، استاد «يعقوب قمري شريف آبادي»/(شماره اول)
اشاره:
با نظر به تماسهاي متعدد دانشجويان و بعضي اساتيد، در طي شمارههاي قبل، مبني بر آشنايي بيشتر با زندگي و آثار نويسنده كتاب «انسان كامل، مرآت خفيه» (كه در شمارههاي پيشين از بعضي مطالب ايشان بهره جستهايم) بر آن شديم تا از نزديك و از زبان خود استاد، با زندگي و آثار علمي، هنري ايشان آشنا شويم.
متن ذيل ماحصل گفتگويي است صميمانه با هنرمند صاحبدل، جناب استاد «يعقوب قمري شريف آبادي» كه ايشان با وجود مشغله كاري فراوان، با كمال متانت و حسن التفات ما را در تهيه آن ياري رساندند.
ديباچه
تفرج در بوستان پرطراوت زندگي اهل دلي كه نغمه قدسي از جوهره وجودش به گوش جان ميرسد، شكوفههاي اسرار و لطايف حق را براي شيفتگان معنا و تشنگان جام محبت به ارمغان ميآورد. فرزانهاي كه بياذن خداي رحمان و بيالهام حضرت رب، قلم بر لوح نميكشد و شهد كلام خود را جز به پروانگان شيدا تقديم نميدارد. از هر قطره رنگ الهياش، اقيانوسي از بيرنگي ميچكد و با هر قطرهاي آب حيات را به سوي دلباختگان و سالكان راه حق روان ميسازد. هرچند غبار غربت و گمنامي، سالهاي مديدي است كه بر چهره اين نگار مكتب نرفته نشسته است، اما ذوق سرشار معنوي و دستان پرتوان الهياش در صحنه عشق و شرف و جهاد و سلوك، از او هنرمندي متعهد، نويسندهاي توانا و صاحبدلي آگاه ساخته است.
او يادگار سرزمينهاي انبياي الهي (عربستان، لبنان و سوريه) و عارف گمنامي است كه حقيقت صدق و خلوص و پاكي باطن را به تصوير كشيده و هنر، عرفان و حماسه را با هم درآميخته است. كتاب شريف «انسان كامل، مرآت خفيه» شاهكار قلم پرتوان و بيان شيواي ايشان است كه با درونمايه عشق و عرفان اسلامي، اثري جاودان را به منصه ظهور رسانده است. اين مصاحبه و گفتگوي صميمانه را به تمامي زيباپسندان وادي معنا و صيقلدهندگان نقش دل و آنان كه در خلق آثار هنري و معنوي، پيامرسان عزت و معنويت و عظمت اسلام و انقلاب هستند، تقديم مينماييم.
جناب استاد قمري! ضمن تشكر از قبول اين گفتگو، با آنكه شرح حال و زندگينامه سراسر آموزنده و معنوي شما (و مادر گراميتان) را در كتاب «سجده، رمز خلاقيت عشق» مطالعه نمودهايم، اما در اين فرصت زيبنده است كه شمهاي از زبان گوياي خودتان را بشنويم و اينكه چگونه به هنر نقاشي روي آورديد؟
با تقدير از توجه فصلنامه «فروغ وحدت» كه با نشريه وزين و مفيدي است و همينطور با تشكر از همه گردانندگان و زحمتكشان اين نشريه، اميدوارم كه آنچه بر زبان جاري ميسازم، برخاسته از دل باشد و مقبول خداي رحمان واقع گردد.
بنده «يعقوب قمري شريف آبادي» متولد سال 1318 هـ.ش در روستاي شريف آباد شهرستان ري ميباشم. مادرم «معصومه تاجيك» زني بسيار عفيف و مؤمن و شجاع بود بطوري كه تقوا و طهارت او زبانزد روستاييان بود و پدرم، «رحمتالله» رعيت باصفا و زحمتكشي كه پينههاي دستش نشان از كسب روزي حلال و زحمت طاقتفرسا داشت. به هر حال سالهاي آغازين زندگي را با اندوختهاي مملوّ از صبر و پايداري در برابر ناملايمات سپري كردم و در گذران پرفراز و نشيب روزگار، فقر، رنج، درد و محروميت را آميخته با تمام وجودم يافتم.
در واقع زندگي هنري من با الهامي روحاني به هنگام كار در كارخانه نساجي شهرري آغاز گرديد كه به دنبال آن دريافتم، استعدادي خداداد نسبت به هنر نقاشي در وجودم نهفته است. بدين ترتيب نسيم شوق و اميد در تار و پودم دميده شد و با ذوقي سرشار و عطشي وصفناپذير در سن 27 سالگي، به سوي هنر و هنرمندان نقشآفرين روي آوردم و به مطالعه سبك و زندگاني نقاشان بزرگ جهان پرداختم. در اين بين زندگي و سبك «رامبراند» نابغه نقاش چيرهدست هلندي مرا به خود جلب كرد. با استفاده از كتب راهنما، سبك او را كه «كلاسيك» ناميده ميشود و هميشه زمينه تابلوهايش تيره است و از يك كانون، نور و روشنايي ساطع ميگردد، برگزيدم و همت خويش را معطوف به اين سبك نمودم. گويي تاريكي زمينه تابلو، خود حكايتي بود از زلف پر پيچ و خم مشكين يار و وادي ظلماتي كه ذوالقرنين به پايمردي و راهنمايي خضر طريق كمال، قدم سلوك در آن نهاد و در نهايت با تحمل رنج و تعب بسيار به سرچشمه آب حيات و جاودانگي نايل آمد. بنابراين با همت و تلاش زندگي، راه پرفراز و نشيب هنري را طي نمودم بدانسان كه عاقبت يكي از چشمهايم نيز بواسطه اشتغال فراوان به هنر نقاشي، دچار آسيب جدي شد اما خوشبختانه پس از عمل جراحي دوباره سلامت خود را بدست آورد و اينها همه، زمينهاي شد براي ورود به عرصه عشق و عرفان و سلوك به سوي كمال و جمال مطلق. چنانكه از همان ابتدا سعي نمودم، قلم را با خميرمايه درد به صبغه دلآراي عشق و معرفت آغشته سازم و با توكل به حضرت رحمان بر روي بوم ترسيمگر معنويت و حقيقت باشم.
شايد براي خوانندگان تعجبآور باشد، چگونه با اين كه از درس و مدرسه محروم بودهايد، به گنجينه معارف دست يافتهايد و همچنين خالق آثار هنري بسياري شدهايد؟
اميرالمؤمنان، علي (ع) فرمودهاند كه تجربه برتر از علم و دانش است. اندوختن تجربه در طريق زندگي، هنر مردان خداست و قلم جوهري ميخواهد به نام طهارت و محبت آن هم تنها محتاج يك نگاه شرافتبخش خداي رحمان و گوشه چشم كيمياگر صاحبدلان اهل معناست.
هرچند كه صحنه علوم رسمي را عليرغم علاقه وافري كه به ادامه آن داشتم، از سنين كودكي به دليل فقر و تنگدستي در زندگي بجز اندكي لمس نكرده و حظي ناچيز بردهام، اما توكل به حق و روح قدسي اولياي الهي، هميشه مددكار و ناظر تابلوهايم بوده است. اگرچه همراهي علم و تزكيه با هم ميتواند پشتوانه مطمئني در مسير ترقي و سعادت بشر باشد، اما چنانكه قرآن كريم ميفرمايد: «لا يمسه الا المطهرون» كسب معرفت قلبي و عروج به ملكوت الهي، سرمايهاي به گرانقدري طهارت و تطهير باطن ميطلبد، چنانكه پيامبران عظام (ع) نيز امي بودهاند. هنر نيز از اين مقوله خارج نيست و رنگآميزي با رنگهاي گوناگون بر روي بوم، محتاج بيرنگي صفحه دل است. حق اين است كه نقشآفريني درون، سوز و گداز دل، شناخت و عرفان به حق و خلاقيت و نبوغ معنوي، دنيايي جدايي از علوم رسمي رايج دارد.
چه عواملي شما را در مسير روحاني مدد نموده است؟
ميتوان گفت كه مددكار من عوامل متعددي بودهاند، عنايات غيبي حق و توجهات روحاني اولياءالله، اشتغال به هنر شريف نقاشي و ورزش كشتي كه حدود 20 سال (از سن 17 سالگي) بدان مبادرت ميورزيدم به همراه الگو قرار دادن جوانمردان عالم خاصه مولايمان، علي (ع) و در عصر حاضر جهان پهلوان غلامرضا تختي، تحمل شدايد فقر و مصيبت و شكيبايي در برابر ناملايمات و سختيهاي زندگي، همگي عواملي بودهاند كه تأثير بسزايي در دوران زندگانيام داشتهاند.
البته از جمله مهمترين عواملي كه در اين طريق روحاني مددكارم بوده، همراهي رفيق ملكوتيام، همسرم خانم رقيه خاتون حيدري ميباشد كه هماكنون سرپرستي جلسه قرآني و معنوي «مكتبالزهراء (س)» ويژه خواهران را بر عهده دارند (كه در سال 1370 هـ.ش تشكيل شده است). اين بانوي فداكار در سايه طهارت و عفاف با توشهاي از استقامت و خلوص تمامي سختيها و مشقتهاي زندگي را متحمل شده و با ايماني پرشور در اين راه مددرسان من بوده است. بينش عميق قرآني، قرين شدن با معرفت و مكاشفات و مشاهدات، روشنگري نسبت به مسائل معنوي، تربيتي، روحي و رواني، همگام با بنده، اهتمام داشتن نسبت به پرورش علمي و معنوي فرزندان خود، صبوري و شكيبايي در مسير زندگي از خصوصيات بارز اين عارفه مؤمنه ميباشد.
اما در اين ميان آنچه نردبان صعود و كمال الهي است، باور و ايمان قلبي به شرافت «و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين» و ايمان به اشاره شريف «نصر من الله و فتح قريب» است.
از سفرهاي خودتان به مكه معظمه، لبنان و سوريه و خاطرات و خدماتي كه در آنجا داشتهايد، برايمان بگوييد.
يكي از پربارترين سفرهاي معنوي، سفر به عربستان و مشرف شدنم به بيتاللهالحرام و زيارت اماكن مقدسه و زيارتگاههاي اين سرزمين الهي در سال 1359 هـ.ش بوده است. در طي اين سفر، همواره در پرتو تعهدي كه نسبت به امام راحل (ره) و انقلاب اسلامي داشتم، تنها به صورت يك نيروي تبليغاتي خدمت مينمودم، زيرا سال 59 مصادف بود با سالهاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي ايران و تبليغات در زمينههاي اسلامي در آن برهه از زمان بسيار حايز اهميت مينمود.
در اين سفر معنوي به كرات نسبت به از بين بردن اعلاميههايي كه در مراسم حج ضد نظام اسلامي تبليغ و توزيع ميشد، مبادرت ورزيدم و از طريق همكاري نزديك با دفتر حضرت امام خميني (ره) در مكه معظمه و مدينه منوره با توزيع عكسها، پوسترها و اعلاميههاي در بين حجاج و فعاليتهاي از اين قبيل، در حد توان، دين خود را به اسلام و انقلاب ادا كردم و در مجموع سعي بنده در اين سفر بر اين بود تا علاوه بر طواف ظاهر، به طواف باطن در حريم كعبه دل بپردازم و كسب معرفت و بصيرت، تهذيب قلب و خدمت به خلق را نصبالعين خويش سازم تا به جايگاه حج واقعي و ابراهيمي نايل گردم.
در مورد لبنان و سوريه نيز بايد بگويم كه در سال 1362 هـ.ش به دعوتي كه فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شهرستان ورامين از اينجانب نمود، بر خلاف بعضي ديگر از هنرمندان، با روحي سرشار از عشق و تعهد و ايمان، براي رفتن به مناطق جنگي لبنان آمادگي خود را اعلان نمودم و عليرغم پيشنهاد تعاوني سپاه، مبني بر دريافت حقوق ويژه در حد كلان، تنها به دريافت حقوق يك بسيجي قانع شدم، به اميد اين كه اگر در اين راه جان باختم، در پيشگاه ربوبي حق جزو شهيدان بسيجي محسوب گردم.
طي مدت چهار ماهي كه در لبنان بسر بردم، 17 تابلوي بزرگ در اندازههاي 5/1×5/2 و تعدادي نيز در اندازههاي كوچكتر، از سيماي شخصيتهاي مهم انقلابي ترسيم نمودم. علاوه بر اينها ترسيم تابلوهاي متعدد در مناظر عمومي شهر بعلبك، تعليم نقاشي به هنرجويان جوان لبنان از جمله بعضي از فرزندان شخصيتهاي مبارز آن ديار (با كمك و همياري مترجم همراه) و نيز نقاشي چهرههاي نوراني شهداي حزبالله لبنان كه در پي مشورت و نظرخواهي شهيد سيد عباس موسوي و آقاي سيد حسن نصرالله (رهبر فعلي حزبالله لبنان) با اين حقير صورت گرفت، از جمله خاطرات به يادماندني آن دوران است. البته مدت 20 روز نيز در پادگان زبداني واقع در مرز لبنان و سوريه فعاليتهاي هنري زيادي انجام دادم.
بحمدالله در اين سفر هنري، تبليغي و معنوي، توفيق يافتم تا مشاهد مباركه و اماكن مقدسه انبيا و اولياي الهي (ع) را نيز در لبنان و سوريه زيارت نمايم و در آن مقابر نوراني لحظاتي را به خلوت دل بنشينم، زيارتگاههايي نظير مشاهد و مقابر حضرت يوسف (ع)، صالح نبي (ع)، حضرت نوح (ع)، شيث نبي (ع)، حضرت هابيل (ع)، يحياي زكريا (ع)، زينب كبري (س)، و حضرت رقيه (س) و ديدار از مقابر شيخ فخرالدين عراقي، شيخ محيالدين عربي و دكتر علي شريعتي و ... همگي از خاطرات معنوي و روحاني اين سفر به شمار ميرود.
در همان ايام در جريان حمله هواپيماهاي سوپراتاندار فرانسوي به مقرّمان، پادگان امام علي (ع) واقع در بعلبك لبنان، در حالي كه مشغول خواندن سجده آخر نماز بودم به شدت مجروح شدم و قريب به دو هفته در بيمارستان بعلبك بستري بودم. اما با اين حال تعهدم نسبت به اسلام و انقلاب، آرامش و قرار را از من ربوده بود، لذا پس از بهبودي نيز لحظهاي از تبليغ و فعاليت دست بر نداشتم.
پس از بازگشت از لبنان نيز در متن انقلاب اسلامي، جامه خدمت و ارادت به امام (ره) و انقلاب را با ترسيم تابلوهاي هنري و روحاني نظر سيماي نوراني نوجواني رسول اكرم (ص) (رحيل عشق)، تمثال مبارك امام خميني (ره) (معراج نور)، سيماي مبارك رهبر معظم انقلاب (نيايش)، شهيد امام موسي صدر و ... بر تن نمودم و اين روند عاشقانه را همواره ادامه دادم.
***
چاپ شده در نشريه فروغ وحدت، نشريه دانشجوئي دانشگاه مذاهب اسلامي، سال دوم، شماره دوم، بهار 1379
کلمات کليدي : گفتگويي با هنرمند صاحبدل، استاد «يعقوب قمري شريف آبادي,نويسنده كتاب «انسان كامل، مرآت خفيه»,اهل دل,اسرار و لطايف,شيفتگان معنا,محبت,جهاد و سلوك,نويسندهاي توانا,صاحبدلي آگاه,انسان كامل,آثار هنري و معنوي,شرح حال,زندگينامه,سجده، رمز خلاقيت عشق,فصلنامه«فروغ وحدت»,«معصومه تاجيك»,زني بسيار عفيف و مؤمن و شجاع,اولياي الهي,معرفت قلبي,عروج,ملكوت,عنايات غيبي,توجهات روحاني, اولياءالله,روحاني,رقيه خاتون حيدري,سفر به عربستان,امام راحل,حضرت امام خميني,يحياي زكريا (ع)، زينب كبري (س)، و حضرت رقيه,شيخ فخرالدين عراقي، شيخ محيالدين عربي و دكتر علي شريعتي,بعلبك لبنان,سيماي نوراني, نوجواني رسول اكرم,رحيل عشق,معراج نور,نشريه فروغ وحدت، نشريه دانشجوئي دانشگاه مذاهب اسلامي، |